السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
297
تفسير الميزان ( فارسي )
را مبدل به تلخى مرگ كنيم ، و از نعمت بقاء كه شريفترين نعمت است محروم سازيم ؟ و با اينكه خداى سبحان ارحم الراحمين است ، او چرا چنين اجازه اى داده ؟ و رحمت واسعه اش چگونه با اين تبعيض در مخلوقاتش مىسازد ؟ كه همه جانداران را فدايى و قربانى انسان بسازد ؟ . جواب از اين سؤال در يك جمله كوتاه اين است كه اساس شرايع دين و زير بناى آن حكمت و مصالح حقيقى است ، نه عواطف وهمى ، خداى تعالى در شرايعش حقائق و مصالح حقيقى را رعايت كرده ، نه عواطف را كه منشاش وهم است . توضيح اينكه اگر خواننده محترم وضع زندگى موجوداتى كه در دسترس او است به مقدار تواناييش مورد دقت قرار دهد ، خواهد ديد كه هر موجودى در تكون و در بقايش تابع ناموس تحول است و مىفهمد كه هيچ موجودى نيست ، مگر آنكه مىتواند به موجودى ديگر متحول شود ، و يا موجودى ديگر به صورت خود او متحول گردد ، يا بدون واسطه و يا با واسطه و هيچ موجودى ممكن نيست به وجود آيد مگر با معدوم شدن موجودى ديگر ، و هيچ موجودى باقى نمىماند مگر با فنا شدن موجودى ديگر ، بنا بر اين عالم ماده عالم تبديل و تبدل است ، و اگر بخواهى مىتوانى بگويى عالم آكل و ماكول است ، ( پيوسته موجودى موجوداتى ديگر را مىخورد و جزء وجود خود مىسازد ) . مىبينيد كه موجودات مركب زمينى از زمين و مواد آن مىخوردند و آن را جزء وجود خود مىنمايند ، و به آن صورت مناسب با صورت خود و يا مخصوص به خود مىدهند و دوباره زمين خود آن موجود را مىخورد و فانى مىسازد . گياهان از زمين سر در مىآورند و با مواد زمينى تغذيه مىكنند ، و از هوا استنشاق مىنمايند تا به حد رشد برسند ، دوباره زمين آن گياهان را مىخورد ، و ساختمان آنها را كه مركب از اجزايى است تجزيه نموده ، اجزاى اصلى آنها را از يكديگر جدا و به صورت عناصر اوليه در مىآورد ، و مدام و پى در پى هر يك به ديگرى بر مىگردد زمين گياه مىشود ، و گياه زمين مىشود . قدمى فراتر مىگذاريم ، مىبينيم حيوان از گياهان تغذيه مىكند آب و هوا را جزء بدن خود مىسازد ، و بعضى از انواع حيوانات چون درندگان زمينى و هوايى حيوانات ديگر را مىخورند ، و از گوشت آنها تغذيه مىكنند ، چون از نظر جهاز گوارش مخصوص كه دارند چيز ديگرى نمىتوانند بخورند ، ولى كبوتران و گنجشكان با دانه هاى گياهان تغذى مىكنند ، و حشراتى امثال مگس و پشه و كك از خون انسان و ساير جانداران مىمكند ، و همچنين انواع